تبلیغات
پایانی برای زمان - کابالا: فراماسونری متولد می شود:مقاله نخست
پایانی برای زمان

آن گاه كه زمین از حركت باز می ایستد.

کابالا: فراماسونری متولد می شود:مقاله نخست

جمعه 19 فروردین 1390

نوع مطلب :اعتقاد، نماد، شعار، 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تاریخچه:

 

ریشه­ی فراماسونری در واقع به جنگ­های صلیبی در قرن دوازدهم باز می­گردد . بر خلاف آن چه برخی بر آن اصرار می­ورزند جنگ­های صلیبی نه تنها برای گسترش مسیحیت بلکه برای اهداف مادی طراحی شده بود. در دوران جاهلیت اروپا و زمانی که مردم در فقر به سر می­بردند  اروپاییان چشم طمع بر کامیابی و ثروت حکومت اسلامی دوختند برخی به دنبال املاک بیشتر و بر خی به دنبال گسترش حوزه­ی تجاری خود بودند. بنابراین از سیاست­های صلح صلبانه­ی با اسلام چشم پوشیدند.بنیانگذار این جنگ­ها پاپ اربن دوم بود هدف اصلی وی از خنثی کردن یکی از رقبای دینی خود بود و با بهانه­ی آزاد کردن سرزمین مقدس از دست مسلمانان به مردم بیان کرد و مردم غرق در جهالت و فقر جان و مال خود را رها کردند تا به سرزمین­های غنی مسلمانان برسند.

این لشکر عظیم سرانجام به خاورمیانه رسید و شروع به تل و غارت مسلمانان  و حتی یهودیان کردند آن­ها حتی شکم مردم را برای یافتن جواهرات پاره می­کردند. سپس پس از محاصره­ی 5 ماهه شهر اورشلیم این شهر به دست مسیحیان افتاد. آنان طی 2 روز 40000 هزار مسلمان را به وحشی ترین شکل ممکن به قتل رساندند.

این حکومت جدید برای ادامه­ی جنگ نیاز به سازمان دهی داشت برای همین سربازانی برای آموزش به فلسطین می­آمدند و در مکان­هایی مانند صومعه زندگی کردند. اما یکی از این گروه­ها به نام شوالیه­ها معبد تاریخ جهان را در سیری دیگر نهادند.

دسته­ی شوالیه­های معبد که نامشان هم رزمان مسکین عیسی مسیح و معبد سلیمان گذاشته بودند 20 سال پس از فتح اورشلیم آمدند. موسس این گروه 2 شوالیه­ی فرانسوی به نام هیوی پینز و گادفری دو سنت امر بودند. این دسته در ابتدا 9 عضو داشتند اما سپس گسترش پیدا کردند. انتخاب نام معبد سلیمان برای گروه از نام پایگاهشان بود. آن­ها در کوه معبد و در مکانی که امروزه آن را قبه الصخره می­نامیم. آنان در برخلاف نامشان در زمان کمی ثروت بسیاری را یه دست آوردند. زائران مسیحی که از اروپا می­آمدند تحت کنترل این گروه بودند برای همین و آن­ها با پول زائران به این ثروت بزرگ رسیدند.

اما به راستی هنگامی­که آنان در معبد بودند بر آنان چه گذشت؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید مقدمه­ای را بگویم یعنی در زمان حضرت موسی (ع):

در آن زمان مردم از آموزه­های خدا به وسیله­ی حضرت موسی (ع) روی برگرداندند وجاش به آموزه­های دیگری  روی آوردند. آموزه­های شیطان.

 مردم شروع به آموختن سحر و جادو کردند.  بنابراین جادو در میان مردم بسیار رواج پیدا کرد. حضرت سلیمان(ع) نیز دستور دادند از این به بعد هرکس شروع به انجام دادن به جادو و یا یاد دادن آن  به دیگران باشد اعدام خواهد شد.و سپس آن حضرت شروع  به جمع آوری کتاب­های جادوگری کردند ومی­گویند که کتاب­ها جایی در زیر تخت آن حضرت بود. البته تا زمان جنگ صلیبی اول.

در آن زمان این گروه معبد حضرت سلیمان(ع) را در اورشلیم پیدا کردند و طبق اسناد آن­ها گنجی فراتر از حد تصور پیدا کردند.آن­ها کتاب­های ممنوعه را پیدا کردند و نام خود را شوالیه­های معبد نامیدند وانجمن برادری­ای  تشکیل دادند. آن­ها کتاب­ها را به اروپا بردند. و نام گروه خود را فراماسون گذاشتند.

نام این آموزه­ها کابالا می­باشد. معنای این واژه سنت شفاهی می­باشد. دایره المعارف­ کابالا را آموزه­های سری یهودیت می­دانند. اما حقیقت امر چیز دیگری است. درواقع کابالا ریشه در بت پرستی دارد و بسیار کهن تر از یهودیت است و بعد از آمدن یهودیت گسترش یافته. سالومون ریناش کابالا را جزو بدترین انحرافات فکری بشر می­داند زیرا کابالا به طور گسترده با جادوگری در ارتباط است.

این اعتقاد وجود دارد که خاخام­هایی که شروع به مطالعه­ی کابالا کردند از توان جادوگری بزرگی برخور دارند هم چنین بسیاری از غیر یهودیان سعی می­کنند که تخت تاثیر کابالا جادوگری کنند. خب حالا می­خواهیم به سرچشمه­ی کابالا بپردازیم:

 

سرچشمه­ی کابالا را می­تواندر مصر باستان به جست و جو پرداخت. مصرباستان درواقع از قدیمی ترین تمدن­ها به شمار می­آید. بناهای با شکوه این تمدن مانند اهرام مصر،ابوالهول و ... توسط بردگانی با زور شلاق و تهدید به مرگ ساخته شد. فراعنه خود را خدا می­نامیدند و خواستار پرستش مردم بودند. در قرن 19 بالاخره خط مصر باستان رمز گشایی شد و اطلاعات با ارزشی را در اختیار باستان شناسان قرار داد. اما بهترین منبع مطالعات درباره­ی مصر باستان قرآن کریم می­باشد زیرا باستان شناسان مصری گزارشات خود را همراه با تعصبات می­نوشتند.

در این­جا لازم است به داستان حضرت موسی (ع) بپردازیم یعنی هنگامی که در کاخ فرعون بودند.

ایشان پس از آوردن دلایل روشت برای دست برداشتن از شرک سرانجام فرعون که خود را خدا می­نامید از آن حضرت خواست تا رسالت خویش را ثابت کند آن حضرت نیز عصا خود را بر زمین انداخت و از آن اژدهایی پدید آمد. سرانجام گروهی به نزد فرعون آمدند و به آن حضرت گفتند که موسی(ع) جادوگری بس ماهر است و فرعون پس از مشاوره با آن­ها دستور داد تا جادوگران زبردست را از سرزمین به کاخ بیاورند.

دقت کنید در این سند به افرادی اشاره شده که به فرعون مشاوره می­دهند. پایه­های این افراد را ارتش و کاهنان تشکیل می­دادند.

کاهنان مصر باستان در قرآن با نام همان جادوگران خطاب شده است. این عقیده است که آن­ها صاحب قدرت­های سری بودند. این کاهنان با استفاده از قدرت­های خود توانستند در میان مردم و حکومت نفوذ کنند این کاهنان را کاهنان آمن می­نامند. آنان همچنین در امور دیگر مانند ریاضیات و هندسه نیز مهارت داشتند.

حالا آیا ممکن است که این جامعه­ی شرکی هنوز هم وجود داشته باشد؟

برای پاسخ دادن باید اعتقادات کاهنان را مورد بررسی قرار دهیم.

مصریان باستان بر این باور بودند که ماده همیشه وجود داشته. برای آن­ها وجود خدایی که از چیزی به وجود نیامده و ماده را پیز دیگری ساخته است غیرقابل باور بود زیرا مبنای اعتقادات آنان حول محور ماده بود از نظر آنان جهان از زمانی شروع شد که نظم از یک آشوب به وجود آمد. از آن زمان تا کنون میان نظم و بی نظمی جنگی وجود دارد یعنی حالت نظم می­خواهد کل نیروها را به حالت نظم در بیاورد و حالت آشوب میخواهد تمام نیروها را به حالت آشوب در بیاورد. این حالت آشوی را NUM می­نامند و طبق توضیح سومریان در این حالت همه چیز تاریک، تهی و لجه­ای پر آب بود. در این میان یک نیروی خالق در میان آشوب دستور داد تا نظم آغاز شود. این نیرو در واقع یک احتمال یا یک پتانسیل به وجود آمد.

این  نظریه امروزه توسط نهادهای علمی امروز گسترش پیدا کرده. نظریه­هایی مانند آشوب و نظریه­ی تکامل  در طی چند قرن اخیر به زور در علم گنجانده شده­اند.

خب حالا به این می­پردازیم که بعد از کشف این حقایق توسط شوالیه­های معبد چه اتفاقی افتاد.

این شوالیه­ها بعد ها عامل اصلی تهاجمات بعدی به مسلمانان شدند. پس از پیروزی صلاح الدین بر مسیحیان او بسیاری از مسیحیان را عفو کرد اما شوالیه­های معبد را به خاطر جنایاتشان نبخشید و شروع به قتل آنان کرد. اما عده­ی معدودی از آنان با وجود خسارات زیادی که دیده بودند به اروپا رسیدند. و بر قدرت خود در اروپا افزودند و ابتدا در فرانسه و سپس در کشورهای دیگر به بخشی از دولت تبدیل شدند. اما قدرت آنان در بسیاری از زمینه­ها به ویژه سیاسی موجی نگرانی پادشاهان اروپا شد اما از جنبه­ای دیگر این گروه موجب نگرانی کلیسا نیز می­شدند. شایعه­هایی هم مبنی بر اعتقادات آنان سر زبان­ها بود. بالاخره درسای 1307 میلادی فیلیپ لوبل پادشاه فرانسه تصمیم گرفت اعضای این دسته را  دستگیر کند. در این میان بعضی موفق به فرار شدند اما عده­ی بیش­تر گیر افتادند. در پی یک سری بازجویی عدهای از آنان حاظر به اعتراف به عقاید خودشان شدند و اقرار به توهین به دین کرده­اند. سپس رهبران این گروه از جمله ژاک دومالی در سال 1314 میلادی اعدام شدند و عده­ی کثیری دیگر نیز به دام افتادند و تقریبا این گروه ناپدید شدند. بنابراین باقی مانده مجبور شدندبه تنها پادشاهی­ای که توسط کلیسای کاتولیک به رسمیت شناخته نشده بود یعنی اسکاتلند بروند و در آن کشور تحت حمایت پادشاه یعنی رابرت بروس دوباره گروه خود را احیا کنند و اندکی راه جدیدی برای حیا خویش یافتند آنان به مهم­لژ جزیره بریتانیا نفوذکردند یعنی همان لژ وال بیلدرز. آنان توانستند آن لژ را به طور کامل تحت اختیار خود درآورند. آنان نام این لژ را به نام لژ فراماسونری دگرگون کردند. به طور کلی معبدیان ناپدید شدند و عقاید آنان در پوشش فراماسونری قرار گرفت.  

 

منتظر حقایق بعدی باشید.

فردا مقاله دوم بر روی بلاگ قرار می گیرد. انشاء الله ادامه دارد.

 

 




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    مطالب سایت را چه طور ارزیابی می کنید؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

ابزار وبلاگنویسان
افراد آنلاین:
تعداد بازدیدها:
set as your home page