تبلیغات
پایانی برای زمان - مکمل مقاله های قبلی: داستان ازیریس
پایانی برای زمان

آن گاه كه زمین از حركت باز می ایستد.

مکمل مقاله های قبلی: داستان ازیریس

دوشنبه 22 فروردین 1390

نوع مطلب :مکمل مقالات قبلی، 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

داستان ازیریس:

 

این داستان از کتاب زندگی تحت سلطه­­ی فراعنه است:

ازیریس بر تخت پادشاهی نشست و عادلانه و خردمندانه بر جهان فرمانروایی می­کرد. خواهرش ایزیس که به زنی گرفته بودش، به او یاری می­داد.( در مقاله­های بعدی فلسفه­ی ازدواج با محارم گفته می­شود.) ست که به قدرت برادرش حسادت می­­ورزید، تصمیم گرفت او را نابود کند و بالاخره موفق شد، سپس بدن ازیریس را قطعه قطعه و در قسمت­های مختلف مصر دفن کرد. سر او در القصر دفن شده بود. ایزیس وفادار قطعات پیکر همسرش را یافت و با کمک خدای شغال آنوبیس، که بعدها خداوند حنوط شد، آن را دوباره ساخت. چون نمی­توانست به زندگی روی زمین بازگردد، ازیریس به جهان زیرین رفت و خداوند مردگان شد و بعدها قاضی ارواح گردید. ایزیس پسری به دنیا آورد حوروس نام، که بعدها از عمویش ست انتقام گرفت، غاصب تخت را در نبرد شکست داد و تخت پادشاهی را بازپس­گرفت.

انشاءالله ادامه دارد.

 

 




فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

طبقه بندی

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

نظرسنجی

    مطالب سایت را چه طور ارزیابی می کنید؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها

ابزار وبلاگنویسان
افراد آنلاین:
تعداد بازدیدها:
set as your home page